باغ سازی چینی

در شمال غربی گرچه سد کوهستانی در هم شکسته و فرو ریخته است، لیکن جلگه‌های بایر پهناور جای آنها را گرفته و راه ارتباطات را بریده است، حال آنکه ناحیهٔ شمال یعنی خاک منچوری به جنگل‌های دور قطبی وسیع محدود می‌شود.

در واقع قسمت بزرگی از سرزمین‌های چین کوهستانی است.


● مکتب و تفکرات فلسفی

 تائویسم نام مکتب فلسفی سیاسی و اجتماعی منسوب به لائوتسه (۵۰۴ـ۶۰۴ قبل از میلاد)، فیلسوف بزرگ چین است. فلسفه وی شامل نوعی مذهب لیبرال و آزاد و عاری از قید و تشریفات و شکل‌های (فرم‌ها) مخالف بوده و خوبی و پاکی طبیعی انسان بی‌قید و زنجیر را ستوده است.در دیاگرام باستانی تائویسم از نقش مبانی اضداد استفاده شده است.
این نقش‌ها به‌صورت هماهنگ با هم در ارتباط هستند (یین و یانگ) این اضداد ظواهر منفی و مثبت کیهان را بیان می‌کنند (مثبت و منفی در واقع همان بیرون و درون یا جسم و روح است).ایده هوشمندانه بین ساختارهای ارگانیک، بیولوژیکی طبیعت و ساخته‌های دست بشر ارتباط ایجاد کرده و منحصراً مربوط به یک زیبائی‌شناسی در خواص می‌شود که از گذشته بسیار دور در چین ترویج یافته و حاصل آن تبدیل به یک مکتب یا منطق زندگی به نام تائو (Tao یا Dao) شده است.


● ادبیات و هنر

 در کشور چین دو عامل شعر و نقاشی نقش به‌سزائی در حرکت و جهت‌گیری در هنر معماری و طراحی شهر دارند.در نقاشی‌ها و نیز در توضیحات شعری باغ‌ها همواره یکی از زمینه‌های اصلی مورد بحث دائویسم بوده و در آن به وضوح شرح شکل‌های عمده جامعه روستائی یا کاشانه گوشه‌نشینان در زیر سایه درختان روی قله کوه جائی که یک نفر می‌توانست زندگی کند و یک هارمونی کامل با طبیعت داشته باشد دیده می‌شود (این یکی از ایده‌های جذاب برای نقاشان و باغ‌سازان بود).

هیسی لینگ ین یکی از شاعران قرن پنجم چین در اشعاری رویائی خود باغی را این‌گونه توصیف کرده:من همهٔ غم‌های دنیا را از باغ خود تبعید کرده‌ام. اینجا فضائی پاک و بی‌آلایش است. من اینجا را در پناه کوهستان به سمت شمال، انتخاب کرده‌ام و پنجره‌های بنا به سمت جنوب باز می‌شوند.

من به‌گونه‌ای جریان نهر را متوقف کرده‌ام و یک تالاب ساخته‌ام.من گل‌های رز زیبائی را در مقابل پنجره‌ها کاشته‌ام که در آن سوی آن‌ها در دورتر تپه‌های زیبا آشکارند.با توجه به شعر این شاعر می‌توان به مطالب بسیاری از باغ و باغ‌سازی پی برد.
مثلاً: استفاده از گل‌ها، برای استقرار بنا، وجود جریان نهر، دریاچه به‌صورت طبیعی یا مصنوعی، وجود منظر مناسب در آن سوی باغ (دید و منظر در دوردست)، کوه یا سنگ در کوهستان و در کل می‌توان به این مسئله اشاره کرد که باغ‌سازی بدین نحوه احتمالاً به‌عنوان یک شاخه هنری مطرح بوده است.

نقاشان چینی هم شیفته ترکیب ساختارهای صخره‌ای بوده‌اند و تا حدی در دوباره‌سازی طبیعت به شکل سمبلیک در مینیاتورهایشان سعی داشته‌اند (با آوردن سنگ‌های روی هم، آبگیر، درختان طبیعی به‌خصوص سوزنی) به خاطر همین است که صخره‌های کوهستانی یکی از مهم‌ترین زمینه‌های هنر باغ‌سازی چین است.
با تجزیه و تحلیل نقاشی‌های چینی که مورد الهام باغ‌سازان است متوجه می‌شویم که نقاشان در جاهائی که از آب استفاده کرده‌اند خواسته‌اند به نوعی تصویر آسمان یا کوه‌ها و صخره‌های اطراف را در آن منعکس کنند.در نقاشی‌های چینی که به‌صورت طوماری که از بالا به پائین هستند در حرکتی پیچچی، راه‌ها نمایان می‌شود.

اگر تماشاگر نسبت به منظر طبیعت تصویر یکسانی داشته باشد در باغ‌سازی برای از بین بردن این تصویر از راه و مسیر کمک می‌گیرد. یعنی تماشاگر از کنار دریاچه و کوه می‌گذرد. از روی پل عبور می‌کند، از میان دیوار می‌گذرد و در کل ترکیب‌بندی‌های هم‌جنس صحنه‌های مجزا یا متقاطع مختلف را می‌بیند.


● باغ‌سازی

 در نگاه اول، باغ‌سازی ظاهری بسیار ساده در جهت ایجاد نوعی ارتباط تلفیقی بین انسان و طبیعت دارد زیرا اجزاء تشکیل‌دهنده باغ‌های چینی ثابت است. بنابراین در ساختار کلی‌شان مشابهت ظاهری ایجاد می‌شود. (کوه، آبگیرها یا استخر، استفاده از درختان یکسان، عمارت‌های با سقف‌های جلو آمده و...)
بعضی از مورخان و بازدیدکنندگان اروپائی می‌گویند در باغ‌سازی چینی هیچ قانون معین و قطعی برای باغ‌سازی وجود ندارد که البته این در قیاس با باغ‌سازی اروپائی است که دارای هندسه، محورگرائی، خیابان‌کشی‌های مستقیم و طولانی، تعادل و یا قرینه‌سازی در ترکیب است و تمام اجزاء از فرمول خاصی شکل گرفته است.

اگر بخواهیم با توجه به مفاهیم غربی و بدون توجه به مکتب و فرهنگ و فلسفه چینی دست به تجزیه و تحلیل باغ‌های چینی بزنیم قادر به درک باغ‌های چینی با جزئیات ظاهری یکسان ولی با باطنی متغیر نخواهیم بود. در واقع تصور کوچکی که چینی‌ها درباره باغ و منظره دارند با نوعی احترام مقدس همراه است.


● توپوگرافی

 چینی‌ها نوعی احترام برای حیات روح و زندگی و هستی دارند که برخاسته از قوانین است، در نتیجه ارتباطی بین زندگی و زمین (عوارض سطح زمین) می‌بینند. آنها اعتقاد دارند که توپوگرافی سطح زمین در واقع به خاطر شکل و ابهتی که دارد دارای نیروهای رمزگونه است (نیروهای فیزیکی و معنوی) و آن را نماینده حیاط روح و زندگی می‌دانند.

● ابنیه و اجزاء آن

 دیوارها برای حفظ و نگه‌داشتن ساخته می‌شوند. اولین گام به‌سوی کشف را دائو به‌کار بستن به‌عنوان سرچشمه‌ای عمیق و اساسی در معماری چینی و استفاده از حالات آن است.

مثلاً با توجه به درخت و الگو گرفتن از درخت، بناها نیز دارای سقف‌های برآمده و جلو زده از دیوار با قوس‌ها می‌شوند. همین ساختمان‌ها را که از الگوهای طبیعی اقتباس شده در میان درختان و بوته‌زارها در حالی‌که باد در میان آن می‌پیچد قرار می‌دهند و این همان دائو است.
اجزاء تغییرناپذیر موجود در باغ‌های چینی همه با هم فضائی پیچیده ایجاد می‌کنند و اجازه می‌دهند که منظر طراحی شده توسط انسان به سادگی همساز و جذب اجزاء معماری شود، در نتیجه فضاهای باور نکردنی ایجاد می‌شود که توسط ساختمان‌ها، تراس‌ها، سرسراها، رواق‌ها، دیوارها، مشبک‌کاری‌ها تقسیم نشده‌اند.
این وحدت و هماهنگی اجزاء معماری با طبیعت مسئله‌ای است که در بطن تمام این اجزاء فیزیکی معماری قرار دارد و باعث وحدانیت باغ می‌شود.طراحی باغ‌های چینی از دو عامل طبیعت و معماری بهره‌مند شده است.

در مقیاس کلان همان‌گونه که در ادبیات و دیگر هنرهای چینی ملاحظه می‌شود احترام به طبیعت یک اصل کلی است و انسان همیشه در مقیاس عظمت طبیعت قرار دارد و با احترام در کنار آن زندگی می‌کند. ولی در مقیاس معماری، همواره از هندسه‌ای شخصی استفاده کرده است و توجه به محورهای واقعی و یا انتزاعی در طراحی پیرامون عوامل طبیعی از جمله برکه و آب از مشخصه‌های طراحی معماری است.

در باغ‌های شهری به‌علت محدودیت مساحت زمین برای ایجاد ارتباط هر چه بیشتر بین فضای طراحی شده برای باغ و بنا از پنجره‌هائی متخلخل استفاده می‌شده است.
طرح این پنجره‌ها از فرم‌های اقتباس شده از طبیعت بوده که با تکرار قالب پنجره را شکل می‌دادند. که در یک پلان مستطیلی قرار می‌گرفته. اما به طریق آزادانه باغ به شکل بی‌قاعده و یا با هندسه کامل و یا محورگرائی طرح می‌شده است، در حالی‌که خطوط منظم فرم بنا، حیاط و عمارت با قوس‌های خاص در آن وجود دارد. این راه آزادانه در هنر باغ‌سازی چینی یکی از قوانین است.


● مسیرهای حرکتی

 در مکتب دائو شکیبائی، سکوت و تعمق همه با راه نشان داده می‌شوند. راه‌ها فضا را برای ساختن رمز و راز و متعجب کردن تماشاگر تقسیم‌بندی می‌کنند شکل سردرها و عناصر ارتباطی و فضاهای متخلخل در واقع برای ایجاد فضاهای خیالی و سمبلیک هستند. فرم و شکل دایره شاید نمادی از ابدیت بوده است. بافت مسیرها سومین بعد طراحی یک باغ است.
در بعضی از باغ‌ها این عامل در سه دسته انجام شده است. در واقع برای سه گروه مختلف از مراجعه‌کنندگان به باغ بوده است (قطعه ادبی از کنفوسیوس ۴۷۹ـ۵۵۱) و عموماً از موزائیک یا آجرفرش و شن و سنگ‌ریزه پر می‌کردند که هنگام راه رفتن بر روی آنها ایجاد می‌شده است.


● سنگ و کوه

 توده یا کپه کردن سنگ‌ها برای نمایش دادن هیبت و حرکت حالات جادوئی برخاسته از کوهستان است (کوهستان نمادی از ابهت تائو است).شکل‌های متراکم و گمراه کننده سنگ‌ها و مجسمه‌ها نشان این باور بوده که در سنگ‌ها نیروی عظیم طبیعت نهفته است.
سنگ‌ها را با ترکیب‌های عجیب خود در باغ استفاده می‌کردند و به این ترتیب راهی برای اثبات یا نشان دادن کنترل‌شان بر نیروی سرکش طبیعت به‌وجود آورده بودند.همه کوه باغ‌های چین از نوع کوه باغ‌های روستائی نیستند. در بعضی از مناطق از سنگ‌های صاف و قابل حرکت در باغ‌ها استفاده می‌شده. مثلاً در Xuan Zung یک کوه جزیره وجود دارد که از سنگ‌های لاجوردی و گیاهان در ساخت آن استفاده شده است.


● آب

 همین احترام فوق‌العاده که برای صخره‌ها و سنگ‌ها در باغ‌های چینی وجود داشته برای آب نیز وجود داشته است. در تائو آب دارای فلسفه وجود ژرفی است. رودها چه خروشان و چه آرام نمادی از جریان زندگی هستند و آب جاری در این رودها همان حیات زندگی است (اشاره به روح زندگی) که البته کوه‌ها نیز به نوعی نمادی از اسکلت زندگی هستند (اشاره به جسم و کالبد زندگی).

در مورد آب اعتقاد زیادی نزد چینی وجود دارد، مانند هیچ چیز در بهشت نرم‌تر و تسلیم‌تر از آب نیست و یا آب که در مقابل آسمان قرار می‌گیرد چون آینه آسمان است.از آب در باغ‌های چینی به شکل دریاچه طبیعی یا مصنوعی، تالاب یا استخر در کنار کوه یا صخره سنگ که نمادی از پایداری و مقاومت است استفاده می‌شد و این حرکت نشان دادن قدرت و پایداری آب در طبیعت است.
در باغ‌های خصوصی و امپراطوری و پارک‌ها آب در مقیاس وسیع استفاده می‌شده. یکی از نکات جالب‌تر آب، مسائل جانبی مربوط به آن بوده که با توجه به خلاقیت باغ ساز به‌وجود می‌آمدند.

مثلاً در باغ Xuan Zu استقرار کرجی یا آلاچیق روی آب بوده که محل دنج و تمرکز صاحب باغ بوده است. در آلاچیق روی آب لحظاتی را در آرامش می‌گذراندند. آلاچیق از چوب محکم و سخت لاکی رنگ درست شده بود و شفافیت آب و سنگ‌های درخشان در زیر آب نقطه اوج زیبائی استخر این باغ بوده است.


● گیاه و گل و شکوفه‌های درختان

 به‌طور کلی در نزد چینی‌ها توجه خاصی به عوامل غیرفیزیکی وجود دارد و به همین دلیل است که ظاهر تمام مسائل مربوط به آن یکسان و یکنواخت است ولی به باطن و درون همه چیز توجه ویژه می‌کنند.

در مورد گل و گیاه چینی‌ها عقیده دارند گل و گیاه دارای چرخه زندگی‌اند (تولد، زندگی و مرگ) و از نظر آنها نوع و شکل آن اهمیت زیادی ندارد، به همین دلیل در باغ‌ها به تعداد مشخصی از گل‌ها رسیده‌اند و علاقه‌ای به شناختن گل‌های جدید ندارند چون ظاهر و شکل گل برایشان مهم نیست و اما در مورد درختان در باغ‌ها از درختانی که در بهار شکوفه و در تابستان محصول دهند استفاده می‌شود. گیاهان سوزنی با مقیاس بسیار بزرگ در طبیعت و در مقیاس کوچک در فضای زندگی دیده می‌شود.


● باغ‌شهری

 باغ‌های شهری یا به‌طور صحیح شهر باغ‌ها به قدمت خود چنین هستند. بیشتر شهرهای اشرافی چین به‌صورت مجزا ولی پیوسته و غنی از باغ‌های خصوصی بوده‌اند.

با گسترش بافت شهری و متراکم شدن آنها طراحان باغ‌ها بهترین راه ممکن را برگزیدند، عقب‌نشینی در مقابل گسترش شهر. آنها از بافت شهری دور شدند ولی نه خیلی دور.
در آنجا باغ‌سازی گذشتگان را ادامه دادند و قصدشان ساختن احساس انزوا و دوری از هیاهوی شهری بود.مارکوپولو کسی که از ۱۲۷۵ الی ۱۲۹۲ در چین زندگی کرده، معتقد بود، طراحی شهری در چین در همه جهات رو به سوی کمال خود بوده است.

مثلاً در شهر Hang Zhou (Kin-Sao) بافت شهری به بهترین نحو ممکن در طول رودخانه Qing Tang Jiang گسترش یافته است.
به‌ خاطر وجود آب کافی طراحان شهری از همان ایده استفاده از آب در باغ بهره جسته‌اند و کانال‌های شهری را طوری طراحی کرده‌اند که جزر و مد آب رودخانه سطح آب کانال‌ها را متلاطم می‌کرده و این تلاطم درست در مقابل آب ساکن و راکد دریاچه مصنوعی که در پای کوه درست کرده بودند جمع‌آوری می‌کرده‌اند). طراحان تصویر معکوس بزرگی از را در سیمای شهر ایجاد کرده بودند.

/ 0 نظر / 21 بازدید