اصول مبانی معماری و شهرسازی 2

 

زیکفرید گیدئن در کتاب فضا، زمان، معماری مشکل شهرهای صنعتی را رشد بی رویه تکنولوژی و محصولات جدید آن یعنی بتن و آهن می دانست. او اعتقاد داشت که پیش از انقلاب صنعتی بین عقل و احساس یا علم و فلسفه یا علم و هنر یک ارتباط منطقی وجود داشت لذا فرهنگ مادی با فرهنگ معنوی در تطابق کامل بود ولی مشکل شهرهای پس از انقلاب صنعتی آن بود که تفسیری برای ساخته های دست بشر وجود نداشت. شهرها و بناها همه تک بعدی ساخته شده اند یعنی فقط برای یک هدف. مسلماً چنین شهرها و بناهایی انسان تک بعدی به بار خواهد آورد. گیدئن برج ایفل را مثال می زند که برج ایفل که گوستاو ایفل ساخته شده که او این کار را از یک آهنگر معمولی یاد گرفته بود یعنی سر هم کردن تیرها و ورقهای آهنی برای بوجود آوردن نماد انقلاب صنعتی یعنی برج ایفل که بنظر می رسد که تنها یک بعد برای آن می توان انتظار داشت یعنی نماد انقلاب صنعتی در صورتی که عناصر پیش از انقلاب صنعتی در همه ابعاد دارای وحدت بودند یعنی یک بنا با یک شهر هم کارکرد دینی داشت و هم اجتماعی و فنی و هم زیباشناسی.    

شهرسازی در دوران معاصر :

پس از مطرح شدن تئوری سیستم ها علوم بسیاری که بیشتر جنبه انتزاعی داشتند از این علم نشأت گرفتند که بیشتر بخاطر این بود که در قرن بیستم به این نتیجه رسیدند که بدلیل پیچیدگی سیستم ها دیگر نمی توان با دیدگاه عینی به مسائل نگریست. دیدگاه عینی موجب می گردد که مسائل از یک بعد نگریسته شود به همین دلیل لازم می آید که از چند بعد به مسائل پیچیده نگریست. لازمه این کار دیدگاه ذهنی است. به همین دلیل فرآیندی در شهرسازی مطرح شد که تاکنون در برنامه ریزی شهری از همین فرآیند تبعیت میگردد بنام فرآیند برنامه ریزی.

ریشه این فرآیند که هم اکنون در بسیاری از علوم پیچیده کاربرد دارد از نظر خوارزمی در جهت حل مسائل پیچیده گرفته شده است که در برنامه نویسی به آن الگوریتم گفته می شود و تغییر شکل یافته الگوریتم در فرآیند برنامه ریزی شهری بصورت زیر است:

 

 

 

1) کشف محیط           1- Scanning The environment

2) تدوین هدف                          2- Goal formulation

3) توصیف سیستم       3- System description                

4) شبیه سازی سیستم         4- System simulation                     (پیش بینی و مدل سازی)       (for casting & modeling) 

5) تدوین برنامه                  5- Plan formulation

6) ارزیابی                    6- Evaluation

7) اجراء                     7- Implementation

 

ولی لازم به ذکر است که برای اجرای این فرآیند به طریق سیستمی یکسری ملزومات علمی نیز بایستی در جهت شناخت الگوی رفتار مجتمع های زیستی (شهرها ، روستاها) بکار برده می شود.

به عبارت دیگر رای برنامه ریزی هر سیستم پیچیده پویا ابتدا الگوی رفتار این سیستم شناخته شود و سپس برای رفتار این سیستم برنامه ریزی صورت گیرد. دانشمندان بسیاری درخصوص الگوی رفتاری سیستم های شهری و منطقه ای نظریات مختلفی داده اند به شرح ذیل به آن می پردازیم.

 

تئوریهای مکانی : Location theories

این تئوری ها همانگونه که قبلاً ذکر شد فقط جهت شناخت سه بعدی یا Trilogy شهر بکار گرفته می شود و به شهرسازان در جهت شناخت الگوی رفتار شهری و منطقه ای کمک می کند. این تئوری ها را از ساده ترین تا پیچیده ترین آنها به ترتیب شرح می دهیم.

1) نظریه دوایر متحدالمرکز :  Concentric Zone Pattern  

این نظریه توسط دو نفر به نام Burgess و Park ارائه شد. ایشان معتقد بودند که شهرها درصورت ثابت فرض کردن شرایط مختلف در یک سرزمین یعنی یکنواختی یک سرزمین از همه ابعاد بصورت دوایری متحدالمرکز رشد می نمایند یعنی در دایره مرکزی هسته اولیه شهر و در دوایر بعدی خدمات دیگر شهری بسته به نیاز آنها به زمین و بازدهی آنها در هکتار توسعه و گسترش می یابد. بنابراین می توان پیش بینی نمود که در مراکز شهری فعالیتهایی که نیاز به قطعات زمینهای کوچکتر دارند و بازدهی آنها در هکتار بیشتر است شکل می گیرد و به همین ترتیب در حلقه های بعدی فعالیتهایی شکل می گیرد که بازدهی آنها در واحد سطح کمتر و میزان مساحت مورد نیاز آنها بیشتر است. به همین ترتیب به دلیل نیاز کلیه فعالیتها به دسترسی بیشتر فعالیتهایی در مرکز شکل می گیرد که قدرت پرداخت قیمت زمین در مرکز را بیشتر داشته باشد و فعالیتهایی که قدر کمتری دارند به حاشیه رانده می شوند. بنابراین می توان انتظار داشت که در مرکز شهر فعالیتهایی مثل طلافروشیها و بوتیکها و غیره استقرار می یابند و در حلقه بعدی فعالیتهایی که قدرت پرداخت کمتری دارند ولی به مساحت بیشتری نیاز دارند مثل آپارتمانهای بلند مرتبه ، دفاتر شرکتهای خصوصی و دولتی و مراکز خرده فروشی استقرار می یابند و به همین ترتیب در حلقه بعدی ساختمانهای مسکونی ویلایی ، میدانهای تره بار ، انبارها ، فضاهای ورزشی و از جمله اینها استقرار می یابند.

 

 

 

 

تاریخ شهر :

بررسی تکمیلی تاریخ بشر بر روی کرۀ زمین چند نقطه عطف در این مسیر تاریخی آشکار می گردد. دوران شکار و جمع آوری مواد غذایی براساس نظر تکامل گرایان از هنگام خلقت موجود خارق العاده ای به نام انسان Homo sapien آغاز می گردد. این موجود جدید دارای دو ویژگی خاص بود که دیگر موجودات از آن بی بهره بودند. 1) مغز بزرگ Large brain 2) پنجه های گیرنده Prehensile forpaw این دو ویژگی به انسان قدرت حرکت و جابجایی بسیاری داده بود به گونه ای که انسان حرکت و جابجایی بسیار بیشتری در مکانهای تخصصی بسیار بیشتری انجام می داد. بطور مثال حیوانات دارای چند مکان تخصصی محدود هستند مثل مکان تولید مثل ، مکان شکار ، مکان استراحت ولی انسان به دلیل پیچیدگی سیستم متریولوژیک دارای مکان های بسیاری برای مراجعه مثل مکان درست کردن غذا ، مکان بازی ، مکان شکار ، مکان اجتماع خانوار و ... .

ولی الگوی رفتار انسان تنها در حد شکار و جمع آوری غذا بود و چند صد هزار سال انسان به همین منوال بر روی کرۀ زمین ادامه حیات می دهد تا اینکه انسان یاد می گیرد که بجای دنبال شکار رفتن ودنبال گیاهان وحشی بودن، حیوانات و گیاهان را اهلی کند که منشاء ظهور نقطه عطفی در تاریخ بشر شده و آن انقلاب کشاورزی Agricutural revolution نام داشت. با انقلاب کشاورزی انسان توانست محدودۀ حرکت و جابجایی خود را بسیار محدود کند و حیوانات و گیاهان را در محل زندگی خود اهلی کند. این امر موجب بازدهی بسیار زیاد در صرف انرژی شد. به همین شیوه چندین هزار سال انسان با زندگی روستایی به حیات خود ادامه داد تا اینکه با بهبود روشهای کاشت، داشت، برداشت آشنا شد و بدین طریق بازده در محصولات بسیار افزایش یافت تا حدی که از حد مصرف اجتماع فراتر رفت مازاد تولید کشاورزی که از این به بعد قابلیت مصرف نداشت با تنوع زیادی روبرو بود به گونه ای که اجتماعات مختلف انواع مختلفی از محصولات کشاورزی را بیش از حد لازم تولید می کردند که لازم می آمد از این طریق بوسیله مبادلات مازاد محصولات کشاورزی احتیاجات و کمبودهای اجتماعات مختلف را برطرف سازد. لذا مکانی برای مبادلۀ پایاپای این محصولات لازم بود. این مکان می توانست یکی از این اجتماعات باشد که نسبت به اجتماعات دیگر دارای مرکزیت بوده یا اینکه در یک نقطه مناسبی که معمولاً خوش آب و هوا و مرکزیت لازم را داشت صورت پذیرد.

ملاقات اجتماعات مختلف برای امر مبادله در این مکان ها نیاز به امکانات خدماتی برای تیمار چهارپایان ، استراحت مسافران ، مقداری غذا و پوشاک و خدماتی از این قبیل بود. (خدماتی که هم اکنون مجتمع های خدماتی بین راهی ارائه می دهند و در دوران قدیم کاروانسراها انجام می دادند). لذا این نیاز منجر به ظهور طبقه اجتماعی خاصی بنام پیشه وران شد. این گروه خدمات لازم را به کشاورزان و مسافران ارائه می دادند مانند ساخت و تعمیر ادوات کشاورزی و غیره. کم کم با افزایش حجم مبادلات تعداد این قشر اجتماعی افزایش یافت بدلیل ماهیت اجتماعی این گروه فعالیتهایی که در این مکانها انجام می شد. روز به روز تنوع بیشتری پیدا کرد و نیازهای مختلف کشاورزان بیشتر برآورده شد. لذا اجتماعاتی که در این مکانها شکل گرفتند هم به لحاظ جمعیت ، هم به لحاظ تنوع کاملاً از قشر کشاورز جدا شدند و ویژگی خاص خود را یافتند. کم کم به دلیل سود حاصل از این فعالیتها ثروت های زیادی به این مکانها سرازیر شد و بدین ترتیب لازم می آمد تا ضوابط و مقررات و آداب و رسوم خاصی در این مکانها برای هم زیستی مسالمت آمیز گروه های متنوع شکل گیرد. مانند ظهور گروههای خاصی بنام روحانیون ، حکّام ، دبیران که بدنبال اختراع خط صورت گرفت. حتی شکل این مکانها با نواحی روستایی کاملاً متفاوت بود با اینکه این مکانها که در واقع هسته اولیه شهر را تشکیل می دادند به دلیل تنوع زیاد با شهرهای دیگر تفاوت بسیاری داشتند ولی در چند عنصر شهری شباهت هایی بین آنها وجود داشت مثل وجود قلعه ، برج و بارو (دژ) در اطراف قشر حاکم یا ثروتمند یا هم جوار محل مسکنهای روحانیون و حکام و دفاع نظامی و نیروی انتظامی در درون شهر. بدلیل ماهیت شهرها یعنی مبادله کالا و افکار در درون شهرها روشها و تکنیک ها با سرعت روز افزونی گسترش یافت تا اینکه تا حدود بیست هزار سال پیش منجر به ظهور هفت تمدن بزرگ تاریخ بشر شد که تا حدود دو هزار سال پیش نمایانگر اوج تمدن بشر بودند. این تمدنها عبارت بودند از :

1) اینکا Inka 2)مایا Maya 3)آزتک (Aztec 4)چینChina 5)هند Harapa(India) 6)مصرEgipt 7)سومرSumer

تاریخ بشر شاهد شکوفایی هنر معماری و شهرسازی این دوران بود.با بررسیهای باستان شناسی صورت پذیرفته در درون دره رودن سند و شهر مو هنجودارو Mohenjodaro و شهرهای باستانی تمدنهای ایران، ایلام، یونان و مصر شگفتی های هنر معماری و شهرسازی آشکار می گردد. همه نشانه ها حاکی از تفکر و دانش بسیار مردمان هنرمند آن زمان بوده است که دلیل اصلی آن صرف زمان و انرژی بسیار در تولید این آثار هنری است. (بدلیل بازگشت جو فکری اروپا به تمدن باستانی رم و یونان متعاقباً در مورد خصوصیات این تمدنها تفسیر و بحث خواهیم کرد).

پس از گذشت چند صد سال از این دوران هر کدام از این تمدنها بدلیلی افول کردند که بدلیل اطاله مطلب از تفصیل آن پرهیز می کنیم ولی آنچه که لازم به ذکر است کانونهای اصلی این تمدنها است . بررسی باستان شناسی نشان می دهد که کانون اصلی ظهور این تمدنها در منطقه جغرافیایی خاصی صورت پذیرفته است که از خوزستان ایران شروع می گردد و پس از زیرپوشش قرار دادن بین النهرین (دجله و فرات) جنوب فلسطین را در برمی گیرد و سپس به سمت شمال شرقی آفریقا میل می کند. بدین لحاظ می توان گفت که کانون اصلی این تمدنها هلالی را دربر دارد که اصطلاحاً به آن هلال حاصلخیز‌Fertile Crescent  گفته می شود. به این هلال حاصلخیز اصطلاحاً گهواره تمدن هم گفته می شود. به علت اقلیمی و خشکی آب و هوای خاص این منطقه تمدنهای این منطقه به آرامی افول می کنند. دلیل مهمی که برای این وضعیت می توان ذکر کرد آنست که معمولاً در مناطق خشک بدلیل استقرار حکومتهای بزرگ و نظامی و رابطه یک طرفه بین حکومت و مردم این حکومتها از پشتوانه مردمی کمتری برخوردارند و به همین دلیل سریعاً نسبت به حملات بیگانگان از خود ضعف نشان می دهند. چنانکه در تمدن ایران نیز همین طور است یعنی حملات اسکندر مقدونی ، غربها ، مغولها ، افغانها و سایر اقوام همگی به ثمر نشست و حکومت نتوانست در مقابل آنان مقاومت کند ولی در عوض با مبادله تمدن یک جابجایی لغزنده ای بین گهواره تمدن و اروپا صورت گرفت و بسیاری از مظاهر تمدن خاورمیانه در اروپا بخوبی ظاهر گشت و بدلیل وضعیت آب و هوایی خاص اروپا در این منطقه بخصوص یونان و رم تداوم پیدا کرد. هر چند در کل می توان گفت که تمدن شهرنشینی به دلیل ویژگی های پیچیده شهرها هر کدام مسیر جداگانه ای را در سراسر دنیا ادامه داده اند ولی تداوم تمدن شهرنشینی در اروپا بیشتر به چشم می خورد و دارای یک مسیر مشخص تری نسبت به دیگر نقاط جهان می باشد. به همین دلیل از این به بعد تمرکز خود را در پی گیری تمدن اروپا معطوف می کنیم. کانون تحولات شهرنشینی بعد از دوران باستان در اروپا شاهد ظهور نقطه عطف دیگری می باشند که به آن دوران قرون وسطی می گویند. این دوران که در اروپا که به مدت هفتصد سال ادامه پیدا کرد شاهد رونق تجارت و اوج تسلط کلیسای کاتولیک بود بدلیل فضای فکری بسته در این دوران شاهد نوع خاصی از معماری و شهرسازی می باشیم. شهرهای قرون وسطی شهرهایی بودند با کوچه های پیچ در پیچ و باریک و ساختمانهای مسکونی چند طبقه و با حداقل امکانات زیست و باریکی کوچه ها بحدی بود که دو نفر از پنجره مقابل در درون یک کوچه براحتی می توانستند با یکدیگر دست بدهند. وضعیت شهرسازی نا اندیشیده و رشد ارگانیک (بطور کلی رشد فیزیکی شهرها دو گونه است : 1) رشد از پیش اندیشیده و طراحی شده 2) رشد ارگانیک رشد فیزیکی شهرها بصورت خودرو را رشد ارگانیک می نامند)موجب بسیاری از معضلات اجتماعی و انواع بیماریهای واگیردار و مسائل مختلف شهری از جمله عبور و مرور و غیره می شوند که گاهی بیماریها هزاران تن را به کام مرگ می فرستاد. از دیگر عناصر شهرهای قرون وسطی تعداد بسیاری کلیساها با نمادهای بسیار عظیم که در این نما از مجسمه های بسیار زیاد، ستونها و آرکهای عظیم و ابزار و کارهای هنری زیادی برخوردارند. برخی از این کلیساها که حکم مساجد جامع خود ما را دارند با مقیاس بسیار بزرگ ساخته می شوند که حتی میلیونها مجسمه در آنها بکار می رفت. ارتفاع نمای این کلیساها آنچنان زیاد بود که ناخودآگاه ناظرین دچار احساس خود کم بینی می شدند. در معماری فضای کلیساها یعنی ساختار بدنه کلیسا و معماری داخلی چندان اندیشه ای صورت نمی پذیرد تنها نمای این کلیساها مورد توجه بوده همه این مظاهر معماری و شهرسازی ناشی از فضای بسته فکری قرون وسطی که از لحاظ فضایی و تجسمی نیز فضای بسته ای نیز بوجود آورده بود. بطور کلی در معماری سه نوع فضا وجود دارد: 1) فضای باز 2) فضای بسته 3) فضای تعریف شده (فضای دارای مقیاس انسانی)

در توضیح فضای تعریف شده مثالی می آوریم :    

 

 

 

 

 

 

با توجه به پروفیل عرضی خیابان فوق می توان فضای باز ، بسته و تعریف شده را تشریح کرد. چنانچه نسبت به عرض خیابان و ارتفاع بدنه خیابان نسبت 1 به 1 باشد یعنی اینکه عرض خیابان بیست متر و ارتفاع بدنه نیز بیست متر باشد این فضا ، فضای بسته است. چنانچه نسبت فوق نسبت چهار به یک باشد یعنی عرض خیابان بیست متر و ارتفاع بدنه پنج متر باشد فضا باز خواهد بود. برای تعریف این فضا و بخشیدن مقیاس انسانی به آن این نسبت را دو به یک در نظر می گیریم یعنی بیست متر عرض خیابان و ده متر ارتفاع بدنه.

دلیل بسته شدن و باز شدن فضا با این نسبتها زاویه عمودی و افقی چشم انسان است. در حالت عادی زاویه افقی چشم انسان 180 درجه است در حالیکه زاویه عمودی دید چشم انسان چیزی نزدیک 130 درجه است.

فضایی تعریف شده می باشد که بتواند با زوایه دید 130 درجه هم ساخته دست بشر را ببیند و هم ساخته طبیعت را. بنابراین فردی که در آنطرف خیابان در حال قدم زدن است باید هم بدنه روبرو را در زاویه دید چشم خود قرار دهد و هم آسمان را. اگر ارتفاع بدنه زیاد باشد فضا کاملاً بسته می گردد و انسان در مقابل ساخته دست خود احساس حقارت می کند و اگر این ارتفاع کاهش یابد انسان در مقابل طبیعت احساس خود کم بینی می کند. بنابراین انسان برای بازشناسی وضعیت خود در جهان باید بتواند کل جهان اعم از ساخته دست بشر و ساخته طبیعت را بطور یکجا درک کند. معمولاً در طـراحی شهـری برای بستن فضاهای باز از عناصـری بنام میله استفاده می شود. گاهی اوقات لازم می آید که با ایجاد خطوط متناوب در ساختار بدنه فضا را به نوعی ببندیم بطور مثال میدانها اکثراً دارای فضای بازی هستند که می توان بوسیله عناصر مختلفی مثل فضای سبز ، مجسمه ، آبنما و غیره فضا را ببندیم.

در سبک شهرسازی و معماری قرون وسطی که مربوط به قرن یازده تا پانزده میلادی می باشد همانگونه که گفته شد کشورهای اروپایی بدست مذهبیون افتاد و سیاست شهری در دست کلیسا بود. آرام آرام در این دوران نظم دوران کلاسیک از بین رفت و شهرها رشد خود را به صورت ارگانیک ادامه دادند. یعنی بدون قاعده مشخص در ساختار شهری شهرهای قرون وسطی چند عنصر مهم وجود داشت : اول بازار به دلیل رونق تجارت در آن زمان و ساختمانهای متمرکز در اطراف آن. دوم کلیسا که بزرگترین و زیباترین عنصر شهری محسوب می شد. سوم قلعه که در گوشه ای از شهر شکل می گرفت. چهارم یکسری شبکه های نامنظم عبور و مرور و بافت شهرهای نامنظم . پس از اختراع توپ جنگی شکل شهرهای قرون وسطی تغییر شگرفی پیدا کرد این تغییر ناشی از ایجاد حالت پدافندی در برج و باروهای حصار شده و به دلیل اینکه حصار شهر چند لایه ساخته می شد ساختار شهری را به طور کلی دگرگون کرد. ساختار عمومی حصار شهرهای این دوران به این شکل بود:

 

 

 

 

 

 

دوران رنسانس :

قرن پانزده تا هجده میلادی این دوره، دوره باز زنده سازی فرهنگی در اروپا بود به چند دلیل :

1)     قبل از این دوره مردم به جهالت رسیده بودند.

2)     اختراع چاپ توسط گوتنبرگ

3)  مهاجرت هنرمندان رم شرقی یعنی امپراطوری بیزانس (ترکیه امروزی) به اروپا و کشف آثاری مانند میدان پمپید و...

به طور کلی دو واقعه مهم در دوران رنسانس باعث باز زنده سازی فرهنگی شد:

1)     پیدایش مذهب پروتستان که باعث انتقال قدرت از کلیسا به بازاریان یا سرمایه داران شد .

2)     انقلاب کبیر فرانسه

این تغییرات فرهنگی در اروپا انگیزه بازگشت به دوران کلاسیک را از نظر معماری و شهرسازی بوجود آورد، بازگشت به تمدن رم باستان و نظم شهرسازی و معماری دوران باستان ، یکی از نقاط عطف تغییر در سبک شهرسازی در این دوران مربوط به دوران حکومت پاپ سیکستوس پنجم حاکم شهر رم بود این شخص برای تبدیل شهر رم به یک شهر زیارتی مناسب که زیارت و عبور و مرور را برای زائران کلیساها بهتر فراهم نماید به اقدام متحوّرانه ای دست زد و با خشونت تمام آنرا به اجرا درآورد. پاپ برای این کار کلیساهای این شهر را بوسیله خیابانهای مستقیمی بهم مربوط ساخت بنابراین از هر کلیسا به راحتی کلیسای دیگر قابل مشاهده بود این کار موجب عبور و مرور بهتر زائرین می شد. ضمن اینکه کلیساها را از نظر بصری تقویت می نمود. ولی چیزی که مدنظر پاپ نبود بافت نامنظم و ارگانیک آنسوی خیابانهای مستقیم بود. این اقدام پایه گذار سبک شهرسازی جدید بنام سبک Baroque شد. همین ایجاد فضا و بعد سوم در معماری نیز تغییر بوجود آورد که سبک معماری Baroque را بوجود آورد.

در یک معماری باروک بجای پرداختن به تنها دو بعد x  وy و پرداختن به نمای کلیسا و ایجاد عظمت و شکوه در نمای کلیساها این شکوه و عظمت را در بنا و فضای داخلی کلیسا و همچنین ایجاد دکوراسیون زیبا در داخل کلیسا بوجود آمد. بنابراین به بناهای معماری همچون دوران رم و یونان باستان عمق بخشیده شد. حتی در دیگر آثار هنری نیز این ایجاد فضای باز را مشاهده می کنیم بطور مثال در نقاشی یک جوان ایتالیایی بنام مازاچو ایجاد عمق در نقاشی و بعد سوم کاملاً مشهود است. مازاچو در نقاشی خود اصولی را بوجود آورد که پایه های علم پرسپکتیو شد. بدین معنا که در نقاشی او حضرت عیسی در مدخل ورودی یک کلیسا مشاهده می شود که سر آن حضرت در نقطه گریز قرار دارد و این نقطه نیز در خط افق قرار دارد. لذا تمامی خطوط بدنه دیوارهای داخلی کلیسا مثل خطوط پنجره به سر آن حضرت ختم می گردد. بنابراین مشاهده می شود که در معماری باروک از عظمت نمای گوتیک Gotic خبری نیست. ولی در عوض این موضوع در ایجاد فضای داخلی و دکوراسیون کلیساها رعایت می گردد. از دیگر سبکهای معماری بکار رفته در دوران رنسانس سبک رکوکوR coco بود که اختصاص به ساختمانهای پادشاهی و درباری داشت. از کسانیکه در این دوران به آثار معماری و شهرسازی ماندگاری دست زدند می توان پاپ سیکستوس پنجم ، لئوناردو داوینچی (در طرحی برای رم که در این طرح لئوناردو داوینچی طرح جداگانه عبور و مرور سواره رو و پیاده رو را پیشنهاد کرد و میکلانژ مجسمه ساز معروف و خالق طرح میدان پمپیدو Pompidolio اشاره نمود. پس از مدتی اصول طراحی رنسانس تثبیت شد. بدین معنی که تغییراتی در طرح پاپ سیکستوس پنجم مطرح شد. یعنی اینکه اولاً در اطراف خیابانهای مستقیم کاربردهای غیرقابل تغییر (ساختمانهای عمومی و دولتی) استقرار یابند ثانیاً بافت مسکونی از شکل ارگانیک و نامنظم به شبکه منظم هندسی (عموماً شبکه grid یا شطرنجی) تبدیل شود. بطور کلی اصول ساختار شهرهای رنسانس مبتنی بر سه عنصر اساسی 1) خیابانهای اصلی و مستقیم 2) میدان 3) بافت شطرنجی  بود.

دوران صنعتی :

قرن هجده تا نوزده میلادی با گسترش بی رویه تکنولوژی و اختراعات بسیار زیاد در دوران انقلاب صنعتی شهرها دچار آلودگی هوا ، تراکم ، بزهکاری ، گرانی و موارد دیگر شدند لذا همانگونه که تکنولوژی باعث پیچیده تر شدن ابزار زندگی شد، همانگونه نیز باعث بزرگتر و پیچیده تر شدن سیستم شهری شد. لذا لازم می آمد که برای این فضای پیچیده اندیشه ای صورت پذیرد. از دیدگاه زیکفرید گیدئن Sigfrid Gideon نویسنده کتاب فضا ، زمان و معماری یک موضوع مهم در این مقطع اتفاق می افتد و آن اینست که تا قبل از انقلاب صنعتی به دلیل سادگی ساختار و سیستم شهرنشینی مشاهده می شود که رمز موفقیت و ماندگاری آثار معماری و شهرسازی در هماهنگی بین عقل و علم از یک طرف با هنر و فلسفه و احساس از طرف دیگر بود (بطور مثال لئوناردو داوینچی هم نقاش بود هم شهرساز یا مثلاً شیخ بهایی هم حکیم بود و هم سیاستمدار و هم فیلسوف و هم مهندس) ولی در انقلاب صنعتی بدلیل رشد بی رویه تکنولوژی وسایل و ابزاری ابداع شد و مواردی اختراع شد که دیگر جایی در معماری و هنر نداشت بطور مثال تیرهای آهن، ورقه های فولادی ، بتن مسلح و انواع ابزارهاییکه جایگاهی در طراحی معماری نداشت. بطور مثال بزرگترین و باشکوهترین عنصر معماری انقلاب صنعتی که نماد انقلاب صنعتی نیز محسوب می شود یعنی برج ایفل توسط یک مهندس ساختمان جوان فرانسوی بنام گوستاو ایفل ساخته شد که این مهندس جوان طریقه استفاده از ورقه ها و تیرهای آهنی و اتصال آنها به همدیگر را بصورت مجموعه ای از خرپا از یک آهنگر معمولی یاد گرفته بود که تجربه ای در ساخت چند پل فلزی داشت. بنابراین مشاهده می شود که به سرعت تکنولوژی علم و امور عقلی از هنر، فلسفه و امور انسانی سبقت می گیرد. لذا لازم می آمد جای خالی فلسفه را علم جدید پر کند که این به عهده تئوری این دوران یعنی نظریه نظامها یا تئوری سیستمها واگذار گردید.

میزان اختراعات و اکتشافات در صد سال انقلاب صنعتی به اندازه کل اختراعات و اکتشافات بشر تا آن تاریخ بود به همین ترتیب می توان انتظار داشت که نظریات علمی در زمینه شهرسازی نیز به تعداد زیاد و چشمگیری برای مقابله با عوارض انقلاب صنعتی ارائه شده باشد. تعداد کثیری از اندیشمندان معمار، مهندس، جامعه شناس، اقتصاددان، جغرافیدان نظریات مبسوطی در این زمینه ارائه دادند که هر کدام از این نظریات سعی در گشودن گره ای از مشکلات شهرسازی در آن دوران داشت که به بخشی از آنها در زیر اشاره می شود.

تونی گارنیه و شهر صنعتی :

تونی گارنیه طرحی را در شهر لیون فرانسه برای یک شهر خطی با محور یا آکس خیابانی با محلات مسکونی در دو جانب محور طراحی کرد. در واقع شهر تونی گارنیه دارای یک محور است.

سوریا ای ماتا و شهر خطی :

سوریا ای ماتا طرح شهری را در اطراف مادرید در مجاورت خط راه آهن پیشنهاد داد که این شهر دارای یک آکس اصلی که خیابانهای فرعی یا جمع کننده به این محور اصلی با زاویه عمود متصل می شدند. این طرح به دلایل مالی و اداری با شکست روبرو شد.

لوکوبوزیه و شهر درخشان :

  لوکوبوزیه یک معمار مشهور فرانسوی است که دارای آثار بی نظیری در معماری است او چاره کار را در شهرهای دوران صنعتی در استفاده از فضا بجای زمین می دانست. نظر او این بود که برای کاهش عوارض ناشی از انقلاب صنعتی یعنی تراکم، ترافیک ، بی نظمی ، آشفتگی کاربری زمین بایستی تا آنجا که ممکن است از سطح اشغال کاست و به درصد تراکم اضافه نمود. او ریشه مشکلات شهرها را در استفاده نامناسب از زمین می دانست بنظر او بجای گسترش شهر در سطح زمین بایستی شهرها در ارتفاع گسترش یابد و بجای آن فضای باز وسیعی در بین ساختمانهای بلند ایجاد گردد. شهر درخشان لوکوبوزیه شهری بود که دارای میدانها و فضاهای بسیار وسیعی بود و حتی خیابانها بیش از حد معقول درنظر گرفته شده بود.

ابنیذر هاوارد و باغ شهرها : هاوارد در کتاب خود بنام (فردا مسیری صلح آمیز بسوی یک اصلاح واقعی) تئوری خود را تحت عنوان باغ شهرها مطرح کرد. در سال 1899 وی انجمن باغ شهرها را و در سال 1902 شرکت باغ شهر را تأسیس کرد و در سال 1903 شهر لچورث را با کمک ریمون آن وین و باری پارکر طرح شهر را مکان یابی و طراحی کرد. سپس در سال 1919 شهر ولین را طراحی کرد. نظر هاوارد درخصوص باغ شهرها، ایجاد فضای باغ مانند در کنار محیط های مسکونی و فضای پیاده روی در جوار باغهای شهری بود. کار او شبیه به طراحی گلخانه ای دالان شکل بود که محیط های مسکونی را از باغها جدا می کرد.

ای بر کرامبی : او از مشاورین دولت پادشاهی انگلستان بود و در واقع می توان گفت یکی از افراد عملگرا در تاریخ شهرسازی محسوب می گردد. کار او از هنگامی شروع شد که پس از جنگ جهانی دوم توسط هواپیماهای آلمانی حدود 70% ساختمانهای شهر لندن یعنی قسمت عمده ای از مناطق مسکونی و بخش وسیعی از صنعت انگلستان یعنی ریسندگی و بافندگی را تخریب کرد و مردم از این شهر فراری شدند. پس از پایان جنگ جهانی دوم بحث بازگشت مردم به شهر لندن و بازسازی صنایع تخریبی مطرح شد. برای اینکار از مشاورت ای بر کرامبی استفاده شد زیرا اگر بازگشت مردم به شهر لندن آزاد اعلام می شد بازسازی شهر لندن انجام نمی شد لذا بایستی یک نوع برنامه ریزی فراشهری صورت پذیرد. ای بر کرامبی در این خصوص طرحی برای توقف حرکت جمعیت به شهر لندن پیشنهاد داد. در این پیشنهاد شهرهای جدیدی در اطراف لندن پیشنهاد شد که در فاصله معقولی از شهر قرار داشتند واین جمعیت بجای حرکت به مقصد لندن درمحل شهرکهای اقماری پیشنهادی ای بر کرامبی مستقر شدند.

بسیاری از صنـایع نیز به این شهـرکها منتقل شد . این حرکت ای بر کرامبی نقطه عطفی در تاریـخ برنامه ریزی منطقه ای یا Regional Planning محسوب می گردد.

پتریک گدس : نظر پتریک گدس در دو زمینه است که هم اکنون مورد توجه شهرسازان می باشد.

                                             انسان

                                  فعالیت             فضا

 

 

این نظریه توسط دو نفر به نام Burgess و Park ارائه شد. ایشان معتقد بودند که شهرها درصورت ثابت فرض کردن شرایط مختلف در یک سرزمین یعنی یکنواختی یک سرزمین از همه ابعاد بصورت دوایری متحدالمرکز رشد می نمایند یعنی در دایره مرکزی هسته اولیه شهر و در دوایر بعدی خدمات دیگر شهری بسته به نیاز آنها به زمین و بازدهی آنها در هکتار توسعه و گسترش می یابد. بنابراین می توان پیش بینی نمود که در مراکز شهری فعالیتهایی که نیاز به قطعات زمینهای کوچکتر دارند و بازدهی آنها در هکتار بیشتر است شکل می گیرد و به همین ترتیب در حلقه های بعدی فعالیتهایی شکل می گیرد که بازدهی آنها در واحد سطح کمتر و میزان مساحت مورد نیاز آنها بیشتر است. به همین ترتیب به دلیل نیاز کلیه فعالیتها به دسترسی بیشتر فعالیتهایی در مرکز شکل می گیرد که قدرت پرداخت قیمت زمین در مرکز را بیشتر داشته باشد و فعالیتهایی که قدر کمتری دارند به حاشیه رانده می شوند. بنابراین می توان انتظار داشت که در مرکز شهر فعالیتهایی مثل طلافروشیها و بوتیکها و غیره استقرار می یابند و در حلقه بعدی فعالیتهایی که قدرت پرداخت کمتری دارند ولی به مساحت بیشتری نیاز دارند مثل آپارتمانهای بلند مرتبه ، دفاتر شرکتهای خصوصی و دولتی و مراکز خرده فروشی استقرار می یابند و به همین ترتیب در حلقه بعدی ساختمانهای مسکونی ویلایی ، میدانهای تره بار ، انبارها ، فضاهای ورزشی و از جمله اینها استقرار می یابند.

2) نظریه بخشی : Sector theory

هومر هویت اعتقاد دارد که این دوایر متحدالمرکز در عمل اتفاق نمی افتد زیرا با موانع زیادی برخورد می کند . بطور مثال اگر در بخشی از یک شهر کوهی وجود داشته باشد یا عارضه طبیعی دیگر مثل رودخانه که معمولاً در تمامی شهرها وجود دارد یا شکل گیری های فضاهای زیستی ، فرهنگی متعلق به قشر خاصی از مردم در قسمتی از یک شهر که دارای دین با فرهنگ مشترکی هستند مثل محله مسیحیان ، یهودیان ، محله چینی ها و غیره که اصطلاحاً به این مناطق گتو گفته می شود باعث می گردد که این حلقه ها ساختار شعاعی به خود می گیرند بنابراین شهرها به شکل شعاعی شکل می گیرد نه به صورت متحد المرکز.

/ 0 نظر / 19 بازدید